نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم
متاسفانه علی رغم درخواست آقا مبنی بر اینکه فضای جامعه را زود انتخاباتی نکنید اما....
اما بعضی آقایان خیلی وقته که فعالیت های انتخاباتی خودشون رو شروع کردند ان شالله که این انتخابات و این چنین رقابت های پیش از موعد ختم به خیر شود.
از طرفی آقای قالیباف به صورت جدی از همان سال 84 با یک حرکت نرم جلو آمده تا جایی که در انتخابات مجلس نهم به قطع می توان گفت در تمامی مراکز استان یک سری از افراد را به گونه ای که با شهرداری تهران ارتباط داشتند را با یک حمایت همه جانبه وارد عرصه ی انتخابات کرد تا بلکه بتواند برای خود یک جا پایی را محکم کرده. پنج شنبه و جمعه(4و 5 خرداد 91) همین هفته هم چند جلسه با دانشجویان منتخبی که از سراسر ایران گزینش کردند دارند مبنی بر استارت علنی فعالیت ها در دانشگاه و بی شک یکی از گزینه های کاندیداتوری شهردار تهران است که با یک دست پر و همه جانبه به میدان آمده، در این بین تیتر های اول روزنامه همشهری را بی خیال شدم و از آن علی الحساب گذشتم.علی لاریجانی بعد از شکسته شدن رای هایش در قم و هم چنین احتمال اینکه نتواند رای نمایندگان منتخب را برای ریاست مجلس به دست آورد بی شک یک مقدار شاید با دقت تر به قضیه نگاه کند البته شاید از دست دادن ریاست مجلس برای لاریجانی خود یک مزیت برای ورد به انتخابات باشد اما لاریجانی بی شک هیچ گاه تجربه تلخ انتخابات ریاست جمهوری 84 را فراموش نخواهد کرد. اما نکته ای که در مورد این دو نفر خیلی جالب است اینکه :
1-هرو د از ساکتین فتنه 88 بودند
2-هر دو نفر سعی دارند خود را به عنوان کاندیدای جپهه ظاهرا متحد اصولگرایان معرفی کنند که خود این یک رقابت پیش از زمان مقرر را به وجود می آورد.
گزینه بعدی که این روزها خیلی در محافل سیاسی از آن به عنوان یک طرف انتخابات یاد می شود دبیر شورای عالی امنیت ملی یعنی سعید جلیلی است که الحق و الانصاف در این دوران عمل کرد خوبی از خود به جای گذاشته و بی شک موفقیت آمیز بودن نتایج مذاکرات این روز ها در عراق با 5+1خود شاید به این موضوع و صحت آن بیشتر از پیش صحه بگذارد.
در این بین بعد از تشکیل شدن جپهه ی پایداری انقلاب اسلامی ایران یکی از گزینه هایی که شاید همگان انتظار ورود به انتخابات مجلسش را داشتند وزیر سابق وزارت بهداشت و درمان بود، اما عدم ورود وی به انتخابات مجلس یک مقدار این مسئله را تشدید بخشید اما چیزی که شاید خیلی طبیعی باشد بی شک از بین جلیلی و لنکرانی یک نفر پا به این عرصه می گذارد.
کنار کشیدن زاکانی از مرحله ی دوم انتخابات در ذهن ها احتمال حضور وی در انتخابات ریاست جمهوری را به وجود آورد اما گمان نمی کنم کسی که نتوانسته در حوزه ی انتخاباتی تهران حتی در بین 10 نفر اول باشد فکر پا گذاشتن به این میدان را در سر داشته باشد.
اما در تمامی گرایش ها ی سیاسی بی شک اصلاح طلبان ساکت نمی نشینند و بالاخره به این روند چراغ خاموش خود پایان خواهند داد اما احتمال معرفی فردی به ظاهر اصولگرا همچون حسن روحانی بسیار زیاد است، بی شک یکی از گزینه های دیگر اصلاح طلبان شاید سید حسن خمینی باشد اما همه چیز قطعا در مورد این طیف در ماه های آخر روشن می شود.
بی شک باید منتظر اتفاقات نزدیک انتخابات ماند و دید که افرادی همچون احمدی نژاد از چه کسی حمایت می کنند و آیا همان طور که حمایت خاتمی از مصطفی معین بی نتیجه ماند این بار چه پیش خواهد آمد.
یک مطلب در ابن مورد که خیلی برای خودم جالب بود رو به همه دوستان پیشنهاد می کنم:
http://hamsangar1.blogfa.com/post-37.aspx
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست،