سه سال گذشت....
سه سال گذشت...
به تقویم 1388 که نگاه می کنی روزی از خاطرات تلخ و شیرین کم نیست، شاید اگر بخواهند پاورقی ای برای روزهای 88 در سررسیدی بزنند، هیچ روز آن خالی از حوادث عجیب و غریبی نباشد که باور کردنش در آن دوران برای خیلی ها غیر ممکن بود.
به عقب تر برمی گردم موضع گیری های ژنرال خسته اصلاحات که گویا رویاهایی در سر دارد که محقق شدن آن ها را تنها درچین و چروک های صورت سورس می بیند و تعارف تیکه پاره کردن هایش با نخست وزیر قلابی ای که پشت نقاب سادات سیمای مشوش خود را پنهان کرده، شیخ بی سوادی که سال هاست بعد از دست یافتن به ریاست مجلس در آرزوی رییس جمهوری به سر می برد و اما سرداری که خیلی وقت است عنوان دکتر بیشتر به مذاقش خوش می آید.
رقالبت کاملا مشخص بود در یک سو شخصی که چهار سال پیش با گفتمان جدیدی موسوم به سوم تیر اعتماد مردم را جلب کرده و با همان گفتمان پا به عرصه گذاشته و در طرف دیگر سه نفر که گویی یکی هستند و سیبل مشترکی دارند،معادله نابرابری که 27 سال گذشته ای بودند که همگی با هم دست بیعت داده بودند که اجازه ندهند سوم تیری دیگر اتفاق بی افتد.
هر 365 روز 88 پراز درس های عبرتی است که مردم تلخی حوادث آن را بخاطر انسان هایی ساده لوح که حتی حاضر به مرزبندی با شیطان بزرگ، روباه پیر و غده سرطانی نبودند به جان خریدند. قصد نقش قبر کردن ندارم اما حیف است که اسمی از 88 بیاید و اسمی از حماسه ی چهل میلیونی مردم نباشد، نشانی از نماز جمعه 29 خرداد نباشد، یادی از انقلاب سوم ملت بزرگ ایران 9 دی نشود، مگر می شود حضور پیرزنی که بعد از سال ها به علت احساس نیاز در آن برهه برای حمایت از جمهوری اسلامی ایران در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده بود را نادیده گرفت ، 22خرداد و حوادث بعد از آن به تاریخ پیوست و برای همیشه در ذهن مردم ثبت شد اما بی شک تنها چیزی که برای مردم غیر قابل حل بود همان ریزش ها بود، همان ریزش هایی که در اصحاب پیامبر هم همگی شاهد آن بودیم دیدیم که امثال طلحه و زبیر چگونه فتنه انگیزی کردند دیدیم که در دوران فتنه امثال سعد بی ابی وقاص و محمد بن مسلمه و ... که جزء اولین کسانی بودند اسلام آورده و در اکثر جنگ های صدر اسلام از خود رشادت هایی جانانه نشان داده اند اما چگونه در دوران فتنه با این بهانه که در فتنه های داخلی وارد نمی شوند و فقط حاضر به کشتن مشرکین هستند به جماعت قاعدین پیوستند و بی شک سکوت و عدم همراهی ایشان در ایجاد تردید و شبهه در میان مردم آن زمان بسیار تاثیر گذار بود ولی دیدم، دیدم چگونه در آن زمان امثال مالک اشتر، محمد بن ابی بکر، عهدی بن حاتم، کمیل بن زیاد نخعی و... روییدند (نکته ای که شاید خیلی به نظرم جالب آمد این بود که اکثر رویش ها کسانی بودند که زمان پیامبر را آنچنان درک نکردند) به نحوی که بوی خوش ایشان را بعد از گذر 1400 سال می توان استشمام کرد. حکایت تاریخ حکایت جالبی است، از یک طرف تاریخ می چرخد و می چرخد آن چنان که 8/8/88 میلاد هشتمین اختر تابناک می شود و در همان سال تاریخ تکرار می شود بعضی ها به صورت علنی طلحه و زبیر شده وبرخی دیگر با سکوت معنا دار خودشان امثال سعد بن ابی وقاص شدند و منتظر حوادث و نتایج این جریان سبز لجنی بودند در مورد آنها تنها می توان گفت: اولئک قوم خذلوا الحق و لم ینصروا الباطل.
سال 88 پر از رویش های جوانان نسل سومی بود که نشان دادند فرزندان در گهواره خمینی رشد کرده وبه افسرانی جوان در این جبهه ی جنگ نرم تبدیل شدند که در قبال آن حضراتی که برای خود اسم خواص را انتخاب کرده بودند ریزش کردند، به قول دوستم که می گفت نمی دانم کجای این آقایان چیز خاصی دارد که به خود خواص می گویند از نظر او خواص، بقال سر کوچه شان بود که می گفت هر چه هست می دانم این ها(سران فتنه) به نیت خدمت به مردم جلو نیامده اند. خواص، مکانیکی بود که هنگام تعمیر ماشینش گفته بود: به میر حسین رای دادم اما مثل چی پشیمانم، آقایانی که توان تربیت فرزندانشان را نداشتند و هر کدام از آقازادگان شان به مملکت و مردم به دید ارثی پدری نگاه می کنند چگونه...،آقایانی که آقا زادگان شان امروز دست به دامن حکومت هایی شده اند که خودشان روزگاری برای اینکه این مملکت را از چنگال حرص و طمع آن ها در بیاورند پشت امام رضوان الله تعالی علیه قد علم کرده بودند، شاید این تغییر در نگرش ها همان تغییر کروبی باشد که فکر می کرد چون اوباما با شعار تغییر به روی کار آمده او هم می تواند اما نمی دانست تغییر زمانی کار ساز است که مردم از وضع موجود ناراضی باشند، خواصی که بی شک برای آقا زادگان شان وقت نگذاشته اند داستان شیخ فضل الله را بگویند که در دقایق آخر حاضر نشد برای در امان ماندن از توطئه زیر پرچم شوروی برود و مرگ با عزت را ترجیح داد تا امروز نه خودشان و نه آقا زاده محترم به این....
مردم بین ساکتین فتنه و فتنه گران فرقی نمی دانند، فرقی نمی دانند که در انتخابات مجلس کواکبیان، ناطق نوری،... و حتی کسانی که شهردار تهران از آن ها حمایت می کند رای نمی آورند. فرقی نمی دانند که بعد از تشکیل جبهه ای موسوم به جبهه ی پایداری انقلاب اسلامی با عقبه ی فکری قوی و خط ومرزی روشن با ساکتین فتنه علی رغم تخریب های هدفمند و همه جانبه ی خارجی و داخلی مورد استقبال مردم قرار می گیرد و بی شک این نه پایان کار بلکه شروعی موفقیت آمیز است و گفتمان جبهه پایداری شرایط رییس جمهور آینده را نیز در بر می گیرد. رقابتی که از هم اکنون برخلاف در خواست مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه فضای جامعه را زود انتخاباتی نکنید، آقایانی که در همان اثنا برای ما توانایی تکلمشان شک بر انگیز شده بود وفکر می کردیم که خدایی نکرده...آن را شروع کرده!. مطمئنا در این انتخابات پیش رو نیز علی رغم تبلیغات رسانه های خارجی که دائما سعی در بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی ایران دارند و چون طبل هایی توخالی ای بییش نیستند مردم حضور چشم گیری در پای صندوق های رای خواهند داشت و امیدوارم افرادی که دارای ولایتمداری، پتانسیل جوانی بیشتر و نگاهی عمیق تر هستند طی یک پوست اندازی مجدد نظام در عین حفظ مهره های گذشته روی کار آمده تا یواش یواش بستری برای انتقال نظام به نسل جوان مهیا شود.
اللهم عجل لولیک الفرج
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست،