بهار اسلامی یا آزادی

     بعد از استارت انقلاب های منطقه عده ای در داخل کشور و خارج آن را تنها اعتراضی به وضعیت مدنی موجود تلقی کردند اما اندک اندک بعد از جدی شدن تحولات تونس و مصر این باور ایجاد شد که تحولی بزرگ در منطقه در حال پی ریزی است، تحولی که سال ها پیش امام خمینی آن را همچون فروپاشی جماهیر شوروی پیش بینی و گوش زد کرده و از آن به بهار اسلامی یاد کرده بود اما...

     اما بعد از جدی شدن این تحولات و سرنگونی حکومت های حسنی مبارک و ... و تهدید شدن حکومت های متحدین آمریکا در منطقه از جمله علی عبدالله صالح و آل خلیفه، پی ریزی دو سناریو از سر گرفته شد:

     1-غرب می خواست با توجه به ملتهب بودن اوضاع خاورمیانه امیالی که سال هاست در منطقه به دنبال آن هاست را به دست بیاورد؛ پس به همین جهت با ایجاد یک جنگ روانی رسانه ای سعی بر این داشت که این فضا را به داخل ایران و سوریه بکشاند بلکه بتواند از آب گل آلود ماهی بگیرد. این سناریو در ایران با هدف زنده کردن جریانی که بعد از انتخابات سال 88 در ایران شکل گرفت کلید خورد، اما به دلیل عدم شناخت کافی از مردم ایران در طی این 33سال انقلاب اسلامی این بار هم در همان ابتدای کار در ایران محکوم به شکست شدند و تمامی نگاه ها به سمت سوریه معطوف شد و آن را تیر خلاص ایران نام نهادند که با فروپاشی نظام فعلی سوریه می توان اولین ضربه را با ایران زد. اولین قدم برای این کار استخدام گروهک هایی برای عملیات های تروریستی و وخیم نشان دادن اوضاع سوریه بود تا بتوانند از طریق سازمان ملل و نهادهای دیگر بشار اسد را تحت فشار قرار داده و او را مجبور به انتقال قدرت کنند. این پروژه از همان اوایل شکل گرفت و تا همین الان هم در حال پیگیری است اما از آنجایی که حمایت مردمی در پشت آن نیست این هم همچون طرحی که برای ایران اسلامی بود محکوم به شکست است.

     2-برنامه ی بعدی که روی آن خیلی سرمایه گذاری شد؛ گرفتن بُعد اسلامی این انقلاب ها بود که متاسفانه علی رغم تاکید های مقام معظم رهبری بر این قضیه عده ای در داخل هم بر شدت گرفتن این قضه کمک می کردند حتی در همان اوایل مناظراتی در دانشگاه های ایران با محوریت انقلاب های منطقه؛ بهار اسلامی یا بهار آزادی شکل گرفت که می توان مهم ترین آن را مناظره ی بین حجت الاسلام ذوالنور و صادق زیبا کلام دانست. صحبت های رهبر شیعیان بحرین شیخ عیسی قاسم، مقامات اخوان المسلمین به خصوص مصاحبه های سخنگوی این جنبش اسلامی الباوی در گفتگو با شبکه خبری العالم خود گواهی بر اسلامی بودن این انقلاب ها بود، در این بین هفت بار پخش شدن خطبه ی عربی نماز جمعه مقام معظم رهبری در میدان التحریر نیز خود گواهی بر این موضوع است.

     حساسیت این موضوع در مصر خیلی بیشتر بود با توجه به محبوبیت اخوان المسلمین در مصر و مذهب تسنن این جماعت تلاش شد با دست گذاشتن روی همان داستان قدیمی و طرح موضوع شیعه و سنی بتوانند تمایزی را بین انقلاب ایران و مصر ایجاد کنند. این موضوع تا مدت ها بر سر زبان بود و کشیده شدن انتخابات ریاست جمهوری مصر به مرحله ی دوم با حضور نامزد جماعت اخوان المسلمین، محمد مرسی و نامزد شورای نظامی، احمد شفیق بر حساسیت آن دو چندان افزود. نباید نقش نامزدهای که چهر ه ای اسلامی داشتند و شاید یکی از دلایلی که اجازه نداد که رییس جمهور در همان مرحله اول مشخص شود از قبیل عبدالمنعم ابو الفتوح و حمدین صباحی همچنین حمایت همه جانبه شورای نظامی به رهبری غرب از احمد شفیق را از یاد برد.

     بعد از برگزاری مرحله دوم انتخابات و اعلام پیروزی قطعی محمد مرسی نامزد اسلام گرایان این تئوری نیز با شکست قطعی روبرو شد و به همگان نشان داد که آنچه آن امام همام و نایبش امام خامنه ای در خشت دیدند خیلی ها حتی بعد از گذشت 25 سال در آینه هم نتوانستند ببینند.

     ان شالله این پیش در آمدی خوب برای رهایی شیعیان مظلوم  بحرین، یمن و عربستان باشد، شیرینی شیرین این پیروزی، مرگ ولیعد عربستان به کامتان گوارا.

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا

 

شهدا شرمنده ایم


     به علت علاقه بیش از حد یکی از عزیزانم به شهید چمران در این ایام که مصادف است با سالروز شهادت ایشان شروع کردم و چند کتاب از وی که در بردارنده ی مناجات ها و اتفاق های پر فراز و نشییب زندگی این شهید گرانقدر بود که به قلم خود وی و همت مهدی چمران جمع آوری شده بود رو مطالعه کردم، در این بین تصویری که وی از حوادث سوسنگرد رسم کرده بود بسیار جذاب بود به نحوی که گاهی هضم آن و این که در این لحظه چه اتفاقی افتاد برایم خیلی سخت و فهمیدن این روایت برایم سنگین به نظر می رسید، از جذابی و قلم زیبای آن نیز نمی توان گذشت که خواندن مجدد آن نه تنها ملال آور نبود بلکه هربار جذابیت خاص خود را داشت که مطالعه ی نیایش های وی به خصوص کتاب رقصی چنین میانه میدانم آرزوست را به همگان توصیه می کنم.

     اما بعد از این بود که یک روز به صورت اتفاقی به داخل شهر رفتم خیلی دنبال پوستر و عکسی از ایشان گشتم ولی هرچه گشتم یافت می نشد. یواش یواش حساس شدم و گفتم که عکس هرکدام از شهدا باشه مهم نیست، بعد از اینکه کلی ملایر رو زیر و پایین کردم دست آخر موفق شدم از مغازه ای که سرکوچه مسجد جامع بود چند تا پوستر که از وسط تا شده بود و اصلا کار گرافیکی ای روی آن نشده بود از شهید همت، زین الدین، احدی و دست آخر یک پوستر از شهید چمران گیر آوردم نکته ای که در پوستر شهید چمران به چشم می آمد و یکی از دوستانم نسبت به اون خیلی حساس بود اینکه تو پوستر شهید چمران داخل بازتاب آفتاب روبه غروب عکس یک تانک انداخته بود که تلقین خشن بودن ایشان رو می کرد، در صورتی که این با متن دست نوشته ها و نیایش هایش کاملا در تضاد بود و این چنین کارهایی جز یک جنگ نرم برای عوض کردن حباب ذهنی من نوجوان در مورد شهدا چیز دیگه ای نیست.

     این قضیه خیلی ذهنم رو مشغول کرد تصمیم گرفتم داخل خوابگاه به تمامی اتاق ها یه سر بزنم و یک آمار از پوسترهایی که هم سن وسالانم، کسانی که هیچ کدام هشت سال جنگ تحمیلی را درک نکردند، به دست بیارم.

     پوستر های ورزشی زیادی در و دیوار اتاق ها رو پر کرده بود در این بین تیم بارسلونا، آث میلان و سپاهان بشترین سهم رو داشتند، خیلی از اتاق ها عکس امام و حضرت ماه رو زده بودند و باقی به صورت پراکنده عکس زین الدین، همت، باکری، چمران و ... را زده بودند. بعد از اینکه با بچه ها صحبت کردم همه از نبود مکانی در حد شان و منزلت شهدا برای ارایه آثار دفاع مقدس از زندیگنامه و ....گرفته تا همین پوستر ساده گلایه می کردند و این رو مطرح کردند که این پوستر و ... رو هم از اردوهای راهیان نور و مراسم بزرگداشت شهدا که سالی یک بار برگزار می شود گیر آوردند و خود این خیلی دردناک تر بود اما هرکسی هر پوستری با هر ژسد و قیافه ای از بازیگر و فوتبالیست بخواهد می تونه از مغازه های سر چهار راه سعدی در کمترین زمان گیر بیاره و حالا ما همش می خونیم کجایید ای شهیدان خدایی ولی این کوچکترین و حداقل ترین بستر کار فرهنگی که می توان انجام داد را هم محیا نکردیم.

     خواستم از تقریبا رایگان فروختن کتاب های امثال صادق هدایت که به وفور یافت می شود و ما برای گیر آوردن یه زندگی نامه شهید باید به دوستامون تو قم و شهر های بزرگ رو بزنیم بگم ترجیح دادم بماند.

     رونوشت به:

     اداره فرهنگ و ارشاد، که حداقل در این مدتی که من در ملایر بودم برنامه مدونی برای بزرگداشت شهدا نداشتند.

     ارتش و سپاه پاسداران، که با تمام وجود هردو نهاد رو دوست دارم وبی شک اگر نبودند نظام جمهوری اسلامی ای نبود اما خواهشا به کنگره های بزرگداشت یک ساله اکتفا نکنند و یک برنامه ریزی دقیق برای این مهم داشته باشند.

     شورای شهر و شهرداری، که چندی پیش با نصب تابلو هایی زیاد آینده ملایر را در آن ترسیم کرده بودند و هرچه در آن نگاه کردم برج بابل و تاج محل و ... را دیدم اما آرامگاه شهدای گمنام رو ندیدم.

     نمایندگان مجلس نهم، که الحق و الانصاف با حمایت همه جانبه مردم، که همین مردم برای پاسداری از خون شهدا به پای صندوق های رای آمدند منتخب شدند، در این زمینه گام اول را محکم بردارند.

     امور فرهنگی نمونه کشور، که با پتانسیل و نیروهای بالقوه وایده هایی که هست خود می تواند نه تنها در دانشگاه بلکه در شهر جریان ساز باشد.

     شهدای گمنام، که....شرمنده ایم...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منتشر شده در فارس نیوز

منتشر شده درملایر پرس

پی نوشت: با تشکر از سردبیران هفته نامه تاک ملایر جناب آقایان راه وار و فرامرزی امید وارم این طرح ها هرچه زودتر به مرحله اجرا برسد.

اجرکم عندالله

اون مثل داداشم بود

این مطلب متعلق به یه نفره و تا زمانی که اون رو می بینه همین جا پست اول می مونه.

رمز:پسورد کارت غذا

 

ادامه نوشته

سه سال گذشت....


     به تقویم 1388 که نگاه می کنی روزی از خاطرات تلخ و شیرین کم نیست، شاید اگر بخواهند پاورقی ای برای روزهای 88 در سررسیدی بزنند، هیچ روز آن خالی از حوادث عجیب و غریبی نباشد که باور کردنش در آن دوران برای خیلی ها غیر ممکن بود.

     به عقب تر برمی گردم موضع گیری های ژنرال خسته اصلاحات که گویا رویاهایی در سر دارد که محقق شدن آن ها را تنها درچین و چروک های صورت سورس می بیند و تعارف تیکه پاره کردن هایش با نخست وزیر قلابی ای که پشت نقاب سادات سیمای مشوش خود را پنهان کرده، شیخ بی سوادی که سال هاست بعد از دست یافتن به ریاست مجلس در آرزوی رییس جمهوری به سر می برد و اما سرداری که خیلی وقت است عنوان دکتر بیشتر به مذاقش خوش می آید.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

منتشر شده در جاد نیوز

منتشر شده در ملایر پرس

ادامه نوشته

انگشتر نازم...

 انگشتر محسن احمدی     همیشه از بچگی به خاطر سر به هوا بودنم مورد سرزنش همه قرار می گرفتم ولی یکی نبود درک کنه که سر به هوا نیستم بلکه دغدغه های فکری بیش از حد سنم تمام هواسم رو مشغول کرده. تو زندگیم هم تمام مدارکم المثنی است تازه شانس آوردم که الثالث رو هم المثنی می زنند و گرنه الان شناسنامه و کارت دانشجوییم به جای المثنی، الرابع روش خورده بود. الان هم نزدیک 1سال و 4 ماه هست، کارت ملی ندارم که به همراه کارت دانشجویی ویک سری مخلفات دیگه تو مسجدالنبی یادگاری جا گذاشتم این روزهاست که یه برچسب المثنی بزنند رو پیشونیم، شاید هم زدند خودم خبر ندارم.
ادامه نوشته

فضیلت و اعمال ماه رجب

     سمحسن احمدیال گذشته این موقع از بهترین روزهای زندگی ام بود که شاید هیچ وقت برام تکرار نشه خیلی دوست دارم حتی برای یک مدت زمان کوتاه هم که شده به اون روزها برگردم اما افسوس از این قافله عمر که عجب می گذردو چیزی که از اون باقی می ماند تنها تلخی و شیرینی خاطرات است.

     توی ماه رجب ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

ادامه نوشته

نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

 نتایج مذاکره با1+5 شاید یک طرف رقابت ریاست جمهوری را مشخص کند   محسن احمدی

     متاسفانه علی رغم درخواست آقا مبنی بر اینکه فضای جامعه را زود انتخاباتی نکنید اما....

     اما بعضی آقایان خیلی وقته که فعالیت های انتخاباتی خودشون رو شروع کردند ان شالله که این انتخابات و این چنین رقابت های پیش از موعد ختم به خیر شود.

ادامه نوشته